باغ های لاس پوزاس: بهشت سورئال ادوارد جیمز در قلب جنگل های مکزیک
در اعماق جنگلهای بارانی نیمهگرمسیری منطقه هواستکا پوتوسینا در مکزیک، نزدیک روستای سیلیتلا (Xilitla)، دنیایی رویایی و خارقالعاده از بتن و طبیعت در هم تنیده شده است. این مکان شگفتانگیز، لاس پوزاس (Las Pozas) به معنای "استخرها"، باغ مجسمهای سورئال است که توسط هنرمند، شاعر و حامی بزرگ جنبش سورئالیسم، ادوارد جیمز، طی یک دوره 35 ساله، از 1949 تا 1984، خلق شد. این باغ که در ارتفاعی بیش از 600 متری از سطح دریا قرار دارد و مساحتی حدود 37 هکتار را در بر میگیرد، تجسمی بیبدیل از خیالپردازیهای یک ذهن خلاق و تلفیق جسورانه هنر و طبیعت است.
به گزارش مجری سفرهای گردشگری:
ادوارد جیمز: از حمایت سورئالیسم تا خلق معماری سورئال
ادوارد جیمز (1907-1984) شخصیتی منحصر به فرد و یکی از مهمترین حامیان جنبش سورئالیسم در دهه 1930 بود. او به جای زندگی متعارف اشرافی، ثروت خود را وقف حمایت از هنرمندان و دوستی نزدیک با چهرههای بزرگی چون سالوادور دالی و رنه ماگریت کرد. این حمایت فراتر از خرید آثار بود و به مشارکت مستقیم در خلق برخی از نمادینترین اشیاء سورئالیستی منجر شد.
- همکاری با دالی و ماگریت: همکاری او با دالی به خلق آثاری چون «تلفن خرچنگی» و «مبل لبهای مِی وست» انجامید. فلسفه پشت این آثار-یعنی تهی کردن اشیاء روزمره از کارکرد اصلیشان و بخشیدن هویتی جدید، رویایی و غیرمنتظره به آنها-دقیقاً همان اصلی است که جیمز بعدها در مقیاس معماری در لاس پوزاس پیاده کرد. دوستی او با ماگریت نیز درک او را از بازیهای بصری و زیر سؤال بردن واقعیت مسلم عمیقتر ساخت.
- تأثیر روش انتقادی-پارانوئیک: به طور خاص، «روش انتقادی-پارانوئیک» دالی، که بر خلق یک واقعیت جایگزین از طریق تداعیهای ذهنی و توهمات استوار بود، تأثیر مستقیمی بر فلسفه طراحی لاس پوزاس گذاشت. لاس پوزاس را میتوان تجلی سهبعدی و معماریگونه همین روش دانست که در آن، جیمز جهانی را خلق کرد که قوانین فیزیک و منطق کاربردی را نادیده میگیرد.
جیمز که از دنیای متداول هنر اروپا خسته شده بود، به دنبال مکانی برای ساختن "بهشت عدن" شخصی خود بود و پس از کشف منطقه سیلیتلا در دهه 1940، مکزیک را سرزمینی ایدهآل و "ذاتاً سورئال" برای تحقق رویای خود یافت.
تولد یک رویا: از بهشت عدن تا جنگل بتنی
سفر ادوارد جیمز به مکزیک و آشنایی او با پلوتارکو گاستلوم (Plutarco Gastélum) در سال 1945، که راهنما، دوست صمیمی و مدیر پروژه او شد، سرآغاز پروژه لاس پوزاس بود. در ابتدا، چشمانداز جیمز خلق یک "بهشت عدن" سورئالیستی بود؛ یک پناهگاه زنده که در آن طبیعت و هنر به شکلی رؤیایی با هم ترکیب شوند.
- باغ ارکیده: هسته اصلی این بهشت، علاقه وسواسگونه جیمز به ارکیدهها بود. او هزاران اصله از کمیابترین گونههای ارکیده را در این ملک که یک مزرعه قهوه سابق بود، گردآوری کرد تا بزرگترین مجموعه ارکیده جهان را بسازد.
- باغ وحش عجیب و غریب: بهشت جیمز بدون حیوانات کامل نمیشد. او مجموعهای از حیوانات زیبا و عجیب مانند گوزن، اوسلات، مارهای بوآ، فلامینگوها و پرندگان گوناگون را در باغ نگهداری میکرد و برای آنها خانههای خاصی طراحی کرده بود.
نقطه عطف این پروژه در سال 1962 رخ داد؛ یک یخبندان و سرمازدگی بیسابقه تقریباً تمام مجموعه باشکوه ارکیدههای او را نابود کرد. این فاجعه طبیعی، جیمز را به سوی یک ایده بلندپروازانهتر سوق داد: خلق باغی که دیگر در برابر بلایای طبیعی آسیبپذیر نباشد؛ باغی از بتن. او تصمیم گرفت "گلها" و "گیاهان" خود را از بتن بسازد تا باغی دائمی و سورئال خلق کند که در برابر گذر زمان مقاوم باشد.
فلسفه و معماری: همزیستی با طبیعت وحشی
فلسفه طراحی لاس پوزاس بر پایه اصول سورئالیسم، عشق عمیق به طبیعت و نقدی بر مدرنیته و کارکردگرایی بنا شده است. جیمز به دنبال خلق فضایی بود که در آن، مرز میان هنر دستساز بشر و طبیعت وحشی محو شود.
جنگل به مثابه بوم نقاشی
جیمز به جای تحمیل معماری خود بر طبیعت، از ویژگیهای منحصربهفرد منطقه به عنوان عناصر اصلی طراحی بهره برد.
- آبشارها و استخرها: نام "لاس پوزاس" (استخرها) خود گواهی بر محوریت آب در این پروژه است. جیمز سازههای خود را "در هم آمیخته" با آبشارها و استخرهای طبیعی رودخانه "هویچیهوایان" ساخت. ستونهای بتنی مستقیماً از دل استخرها سر برمیآورند و آب از طریق کانالهای طراحیشده در مجموعه جریان مییابد.
- توپوگرافی و ارتفاع: باغ در منطقهای کوهستانی با توپوگرافی پیچیده قرار دارد. جیمز از این پستی و بلندیها برای خلق سازههای چندطبقه، راهپلههای مارپیچ و مسیرهای اکتشافی در ارتفاعات مختلف جنگل بهره برد.
- فرمهای ارگانیک: معماری لاس پوزاس تقلیدی از فرمهای طبیعی جنگل است. ستونهایی به شکل گلهای غولپیکر و طاقهایی که گیاهان از میان آنها عبور میکنند، همگی تلاشی برای خلق یک جنگل بتنی جاودان هستند.
ویژگیهای معماری سورئال: نقد منطق و کارکردگرایی
معماری لاس پوزاس مملو از عناصری است که منطق را به چالش میکشند و بیانیهای قدرتمند علیه معماری مدرنیستی و شعار «فرم از عملکرد پیروی میکند» هستند.
- سازههای بیهدف: بسیاری از بناها مانند ستونهایی که چیزی را نگه نمیدارند، درهایی که به هیچکجا باز نمیشوند و کتابخانهای بدون کتاب، هدف کاربردی مشخصی ندارند و صرفاً برای زیباییشناسی و تحریک تخیل ساخته شدهاند.
- پلکانهایی به سوی هیچکجا: مشهورترین سازه باغ، «پلکان به بهشت» (The Staircase to Heaven)، مجموعهای از پلههای مارپیچ است که به آسمان میروند و به هیچ مقصدی ختم نمیشوند. این سازه کارکرد اصلی پله را به سخره میگیرد و حرکتی بیهدف را القا میکند که بیشتر به یک صعود رویایی یا شعری بتنی شباهت دارد تا یک جابجایی فیزیکی.
- رشد ارگانیک و ناتمامی: بسیاری از سازهها عمداً ناتمام رها شدهاند تا حس رشد و دگرگونی دائمی را القا کنند. این ویژگی بخشی از ماهیت سورئالیستی و «خودکار» اثر است که از برنامهریزی عقلانی رها شده و به فرآیندی شهودی و برگرفته از ناخودآگاه تبدیل شده است.
همکاری خیال و واقعیت: ترجمه رویا به بتن
ساخت و ساز لاس پوزاس یک پروژه عظیم بود که بدون همکاری نزدیک سه ضلع یک مثلث-جیمز، گاستلوم و صنعتگران محلی-ممکن نبود. این پروژه بیش از 150 نفر از مردم محلی را درگیر کرد.
- ادوارد جیمز (خیالپرداز): او که اغلب بدون نقشه دقیق کار میکرد، ایدههای سورئال خود را از طریق طراحیهای ساده یا توصیفات کلامی منتقل میکرد.
- پلوتارکو گاستلوم (مدیر و مترجم): گاستلوم، که از بومیان یاکی بود، نقشی حیاتی به عنوان مدیر پروژه و پلی میان جیمز و جامعه محلی ایفا میکرد. او تخیلات سورئال و اغلب گنگ جیمز را به دستورالعملهای قابل فهم برای کارگران ترجمه میکرد و مدیریت لجستیکی پروژه را بر عهده داشت. زمینهای پروژه نیز به نام او ثبت شده بود.
- کارملو مونیوز کاماچو و صنعتگران محلی (سازندگان): هدایت فنی گروه بر عهده کارملو مونیوز کاماچو (Carmelo Muñoz Camacho)، استادکار ماهری بود که با درک عمیق خود از فنون ساختوساز، این ایدههای خیالی را به فرمهای بتنی ترجمه میکرد. تیم او با استفاده از قالبهای چوبی بسیار پیچیده، فرمهای ارگانیک و غیرمتعارف را شکل میدادند.
هزینه ساخت این مجموعه حدود 5 میلیون دلار برآورد میشود که جیمز برای تأمین آن، بخش قابل توجهی از مجموعه هنر سورئالیستی خود را فروخت.
لاس پوزاس پس از ادوارد جیمز: چالشها و استراتژیهای حفاظت
پس از مرگ ادوارد جیمز در سال 1984، ساخت و ساز متوقف شد و باغ به تدریج در معرض خطر نابودی قرار گرفت. خانواده گاستلوم تا زمان واگذاری، مسئولیت نگهداری از آن را بر عهده داشتند. در سال 2007، بنیاد پدرو و النا هرناندز با همکاری دولت ایالتی و شرکت سمنتکس، صندوقی به نام «فوندو خیلیتلا» (Fondo Xilitla) را برای خرید، حفاظت و مرمت این میراث تأسیس کردند.
- چالشهای فنی و محیطی: مهمترین چالش، حفاظت از سازههای بتنی در برابر رطوبت جنگل است که باعث خوردگی میشود. پروژههای مرمتی با حمایت نهادهایی چون صندوق جهانی آثار تاریخی (WMF) برای تقویت سازهها و مدیریت رشد تهاجمی گیاهان اجرا شده است.
- چالشهای فلسفی: پیچیدهترین چالش، حفظ روح اثر هنری جیمز است که بر «ناتمامی» و همزیستی با طبیعت استوار است. به همین دلیل، متولیان تصمیم گرفتند سازهها را مجدداً رنگآمیزی نکنند و زیباییشناسی رمانتیکی را که از همآمیزی بتن فرسوده و جنگل ایجاد شده، حفظ کنند.
در سال 2012، دولت مکزیک لاس پوزاس را به عنوان یک اثر هنری ملی به رسمیت شناخت.
تأثیرات اقتصادی و اجتماعی بر سیلیتلا
پروژه لاس پوزاس تأثیرات اقتصادی و اجتماعی عمیقی بر روستای کوچک و دورافتاده سیلیتلا گذاشت.
- تحول اقتصادی: این پروژه برای دههها منبع اصلی اشتغال برای صدها نفر از مردم محلی بود و اقتصاد منطقه را که پیش از آن عمدتاً بر پایه کشاورزی بود، دگرگون ساخت.
- نگاه مردم محلی: نگاه مردم به ادوارد جیمز، که او را "انگلیسی دیوانه" مینامیدند، ترکیبی از سردرگمی و قدردانی بود. اگرچه آنها فلسفه پشت «سازههای بیفایده» را درک نمیکردند، اما او را کارفرمایی سخاوتمند میدانستند. به نشانه احترام، کارگران میدانی را که در آن دستمزد میگرفتند، «میدان دن ادواردو» نامیدند.
- میراث پایدار: امروزه، لاس پوزاس به یک جاذبه گردشگری مهم و موتور اقتصادی منطقه تبدیل شده است که هتلها و رستورانهای متعددی در اطراف آن شکل گرفتهاند.
خلاصه
باغهای لاس پوزاس، واقع در سیلیتلا، مکزیک، یک مجموعه معماری سورئال با 36 سازه بتنی است که توسط ادوارد جیمز، حامی هنر بریتانیایی، بین سالهای 1949 تا 1984 ساخته شد. این پروژه که عمیقاً از همکاری جیمز با هنرمندانی چون سالوادور دالی و مفاهیمی مانند «روش انتقادی-پارانوئیک» الهام گرفته بود، در ابتدا به عنوان یک باغ ارکیده آغاز شد اما پس از یخبندان سال 1962، به یک باغ مجسمه بتنی دائمی تبدیل شد. جیمز با همکاری مدیر پروژه خود، پلوتارکو گاستلوم، و صنعتگران محلی، سازههایی بیهدف و ناتمام مانند «پلکان به بهشت» را به عنوان نقدی بر کارکردگرایی و در همآمیختگی کامل با طبیعت منطقه بنا کرد. این پروژه عظیم اقتصاد محلی را متحول کرد و جیمز را به شخصیتی محترم اما عجیب در میان مردم تبدیل نمود. پس از مرگ جیمز، باغ توسط بنیاد پدرو و النا هرناندز تحت حفاظت قرار گرفت و با چالشهای فنی و فلسفی مرمت روبرو است. این مجموعه که در سال 2012 به عنوان اثر هنری ملی مکزیک شناخته شد، امروزه یک جاذبه گردشگری مهم و میراثی از یک ذهن خلاق است که بهشتی بتنی در قلب طبیعت وحشی بنا نهاد.
